بیشتر علائم طراحی مجدد وردپرس به عنوان یک مشکل واضح ظاهر نمیشوند. آنها به صورت تجمع آهستهای از مشکلات کوچک آزاردهنده ظاهر میشوند: کاهش تدریجی نرخ تبدیل به مدت یک یا دو ربع، توسعهدهندهای که قبل از هر بهروزرسانی افزونه آه میکشد، سایتی که وقتی کسی آن را تماشا میکند، از باز کردن آن روی تلفن همراهتان اجتناب میکنید.
اگر هر یک از این موارد برایتان آشنا به نظر میرسد، احتمالاً از قبل دو یا سه مورد از هشت علامت زیر را دارید. هیچکدام از آنها به تنهایی یک زنگ خطر پنجگانه نیستند. آنها معمولاً به این معنی هستند که طراحی مجدد بیسروصدا از «روزی» به «اکنون» منتقل شده است.
۱. سرعت و بهینهسازی ضعیف صفحه وبسایت
زمان بارگذاری کند، هزینه واقعی دارد، نه فقط صبر. گوگل وزن داده استسرعت صفحهسالهاست که در رتبهبندیها قرار دارد، و صادقانه بگویم، کاربران حتی از الگوریتم هم بخشندهتر نبودهاند. چهار یا پنج ثانیه برای بارگذاری یکصفحه اصلیتا وقتی که متوجه نشوید بخش زیادی از وجودتان کوچک به نظر میرسدترافیکتا آن زمان دیگر رفته است.
معمولاً، این یک مشکل اساسی نیست. این یک قالب حجیم، تصاویر بهینهسازی نشدهای است که هیچکس تا به حال فشرده نکرده است، یک قبرستان از افزونههایی که کسی در سال ۲۰۲۱ نصب کرده و فراموش کرده است،میزبانی وباین موضوع سالها پیش منطقی بود، اما هنوز به مرحله اجرا نرسیده است. حل کردن این نوع آشفتگی انباشته شده اغلب کندتر از بازسازی کامل است، که بخش بزرگی از دلیل آن است.عملکردمشکلات، افراد را به جای دور دیگری از اصلاحات کوچک، به سمت طراحی مجدد سوق میدهند.
لازم نیست حدس بزنید که آیا این اتفاق برای شما میافتد یا خیر. چند بررسی سریع به وضوح به شما نشان خواهد داد:
- صفحه اصلی خود را از طریق Google PageSpeed Insights یاجی تی متریکسهر دو رایگان هستند، و هر دو به شما یک [چیز/چیز/…] واقعی میدهندزمان بارگذاریهمراه با شرح عواملی که سرعت را کاهش میدهند، معمولاً تصاویر، بلااستفادههاجاوا اسکریپتیا اسکریپتهایی که مانع از رندر شدن صفحه میشوند.
- در کنسول جستجوی گوگل، در تب Experience، Core Web Vitals را بررسی کنید. اگر صفحات برای Largest Contentful Paint یا Interaction to Next Paint به رنگ قرمز یا زرد هستند، گوگل از قبل به شما میگوید که سرعت بر خلاف رتبهبندی شما عمل میکند.
- خودتان زمان را با گوشیتان، با اینترنت معمولی موبایل به جای وایفای محل کار، تنظیم کنید. ثانیهها را بشمارید تا صفحه واقعاً قابل استفاده به نظر برسد. اگر در انتظار بیصبرانه منتظر ماندید، فرض کنید که اکثر بازدیدکنندگان قبلاً آنجا را ترک کردهاند.
- ببینید چند افزونه فعال هستند در مقابل چند افزونهای که هر یک از اعضای تیم میتوانند هدفشان را توضیح دهند. وقتی این فاصله زیاد باشد، احتمالاً تعدادی از آنها بدون هیچ فایدهای، سرعت کار را کاهش میدهند.
- از میزبان خود بپرسید یا داشبورد میزبانی را برای میانگین زمان پاسخگویی سرور (TTFB) بررسی کنید. گوگل زیر ۸۰۰ میلیثانیه را «خوب» میداند؛ اگر تیم شما یک معیار داخلی دقیقتر میخواهد، ۵۰۰ میلیثانیه را به عنوان هدف خود در نظر بگیرید نه معیار صنعت. هر چیزی که به طور مداوم از ۸۰۰ میلیثانیه کمتر باشد، معمولاً به این معنی است که طرح میزبانی دیگر قابل استفاده نیست.
۲. قطعی مکرر وبسایت در حین بهروزرسانیها
اگر بهروزرسانی یک افزونه کمی شما را ناراحت میکند، به این حس توجه کنید. این دادهها هستند. خرابیهای مکرر در طول بهروزرسانیهای معمول تقریباً همیشه به یک پایه شکننده در زیر، کد قدیمی، افزونههایی که بیسروصدا با یکدیگر در حال جنگ هستند، و قالبی که هرگز قرار نبود این همه بار را به دوش بکشد، اشاره دارد.
سایتی که نمیتواند بدون از کار افتادن، از بهروزرسانی افزونه جان سالم به در ببرد، چیزی بیش از یک دردسر است. تیمها از ترس، از بهروزرسانیها اجتناب میکنند و این بدان معناست که بهروزرسانیها بیشتر از آنچه باید به تأخیر میافتند. در یک سایت وردپرس مدرن و بهدرستی ساختهشده، بهروزرسانی نباید مانند خنثی کردن چیزی به نظر برسد.
یک راه سریع برای بررسی وضعیت فعلی: وردپرس هیچ گزارش داخلی از بهروزرسانیهای گذشته در داشبورد نگه نمیدارد، فقط لیستی از آنچه در حال حاضر در دسترس است را نگه میدارد. برای مشاهدهی تاریخچهی واقعی، سلامت سایت (ابزارها → سلامت سایت → اطلاعات) را برای اطلاعات نسخه افزونه و قالب بررسی کنید، یا از میزبان خود بخواهید که سرور را غیرفعال کند یااستقرار سیاهههای مربوطکه معمولاً هر بهروزرسانی را با برچسب زمانی مشخص میکند. اگر ماهها از آخرین بهروزرسانی گذشته باشد، خودِ آن شکاف معمولاً ترس است، نه شانس.
سعی کنید افزونهها را یکییکی بهروزرسانی کنیدسایت صحنه سازیاول، اگر محیط آمادهسازی دارید. اگر اصلاً محیط آمادهسازی ندارید، این نکته به خودی خود قابل توجه است، زیرا به این معنی است که هر بهروزرسانی در حال حاضر بدون آزمایش منتشر میشود.
از کسی که سایت را مدیریت میکند بپرسید که در سال گذشته چند بار چیزی بعد از بهروزرسانی خراب شده است. عدد بالای دو یا سه یک الگو است، نه بدشانسی.
گزارشهای خطای خود را بررسی کنید، یا از میزبان خود بخواهید که آنها را برای موارد تکراری حذف کند.پی اچ پیهشدارها یا خطاهای مهلک. خطاهای مکرر پس از بهروزرسانیهای روتین معمولاً نشانهای از شکننده بودن کدبیس نسبت به آنچه در ظاهر به نظر میرسد، هستند.
آیا سایت شما علائمی را نشان میدهد؟
۳. انجام هرگونه بهروزرسانی محتوا دشوار است
تیمهای بازاریابی باید بتوانند تیتر را عوض کنند یا یک … راهاندازی کنند.صفحه فروددر یک بعد از ظهر، نه اینکه یک تیکت ثبت کنید و سه روز منتظر بمانید تا یک توسعهدهنده وقت داشته باشد. وقتی حتی تغییرات کوچک هم به کمک خارجی نیاز دارند، پلتفرم دیگر به کاربرانش خدمات ارائه نمیدهد.
از هر ده مورد، نه مورد به بخشهای کدنویسی شده به جای بلوکهای انعطافپذیر و قابل استفاده مجدد برمیگردد. بازسازیای که به اجزای مناسب، فیلدهای سفارشی و یک [سیستم/سیستم/…] واقعی متکی باشد.سازنده صفحهراهاندازی، آن استقلال را به بازاریابی بازمیگرداند. آژانسها و تیمهای داخلی هر دو تمایل دارند تعداد ساعاتی را که در ماه به دلیل این تنگنا از دست میدهند، دست کم بگیرند تا اینکه در نهایت آن را برطرف کنند.
این آزمایش را امتحان کنید: یک کار ساده را انتخاب کنید، تغییر تیتر، تعویض تصویر اصلی، اضافه کردن یک نظر، و مدت زمان واقعی از زمان تصمیمگیری تا انتشار را اندازهگیری کنید. اگر کمتر از ده دقیقه باشد، احتمالاً مشکلی نیست. اگر شامل یک توسعهدهنده یا یک تیکت باشد، این همان گلوگاه است که خودش را نشان میدهد.
ببینید چند صفحه با وردپرس بومی ساخته شده استویرایشگردر مقابل کد سفارشی یا قالبهای کدنویسی شده. سهم بالای صفحات کدنویسی شده سفارشی معمولاً به معنای انعطافپذیری کمتر برای ویرایشگران غیرفنی است.
مستقیماً از تیم بازاریابی خود بپرسید که چند بار خواستهاند تغییری ایجاد کنند و به دلیل دردسر زیاد، منصرف شدهاند. این پاسخ از هر گزارش تحلیلی، گویاتر است.
۴. طراحی و زیباییشناسی منسوخشده
طراحی سریعتر از آنچه مردم انتظار دارند، کهنه میشود. چیزی که چند سال پیش شیک به نظر میرسید، اکنون میتواند خستهکننده به نظر برسد و چیزهای کوچک آن را لو میدهند: دکمههای اسکیومورفیک، فاصلههای تنگ، متنهای ریز که سعی در گنجاندن اطلاعات زیاد دارند.
بازدیدکنندگان به طور غریزی این را ثبت میکنند، حتی زمانی که نمیتوانند توضیح دهند چه چیزی آنها را آزار میدهد. آنها فقط حس میکنند که برند یک قدم عقبتر است و این حس در عرض چند ثانیه پس از ورود به صفحه اتفاق میافتد. رفرش کردن صفحهطراحی واکنشگرااین به دنبال دنبال کردن هر چیزی که امسال مد شده نیست. این اطمینان حاصل میشود که اولین برداشت واقعاً با میزان جدیت کسب و کار مطابقت دارد.
یک بررسی ساده: سایت خود را در کنار دو یا سه رقیب مورد احترام خود قرار دهید و به هر کدام به مدت سی ثانیه نگاه کنید، نه بیشتر. اگر سایت شما به طور قابل توجهی قدیمیتر یا شلوغتر به نظر میرسد، ارزش اعتماد کردن را دارد.
از صفحه اصلی خود اسکرینشات بگیرید و آن را بدون هیچ پیشزمینهای به کسی که خارج از شرکت است نشان دهید. از او بپرسید که نظرش در مورد کسب و کار چیست و چقدر تثبیت شده است. اولین واکنش آنها معمولاً بیشتر از نظرات داخلی گویای مطلب است، زیرا همه افراد داخل شرکت دیگر سایت را با دید تازهای نمیبینند.
با مراجعه به گزارش تغییرات قالب، چه در فایل readme قالب و چه در صفحه فهرست WordPress.org (اگر قالب عمومی است)، بررسی کنید که آخرین بار چه زمانی بهروزرسانی شده است. خود داشبورد فقط نشان میدهد که آیا بهروزرسانی جدیدی در دسترس است یا خیر، نه تاریخچه انتشار. قالبی که دو یا سه سال است بهروزرسانی نشده است، اغلب معیار مناسبی برای سنجش میزان قدیمی شدن کل طراحی است.
۵. برند شما تغییر کرد، اما سایت متوجه نشد
شرکتها برندسازی مجدد میکنند. لوگوها تغییر میکنند، پالتها تغییر میکنند، لحن صدا با بلوغ شرکت کمی تغییر میکند. و سپس، به نحوی، وبسایت برای یک یا دو سال دیگر هویت قدیمی را اجرا میکند زیرا هیچکس نمیخواهد کسی باشد که به آن دست میزند.
این شکاف بین برند فعلی و یک سایت قدیمی، نوعی اصطکاک عجیب ایجاد میکند، مخصوصاً برای افرادی که ابتدا در جای دیگری، در شبکههای اجتماعی، از طریق یک تبلیغ، یا در یک مکالمه، با این برند آشنا شدهاند. اگر شمالوگو، رنگها یا پیامرسانی تغییر کردهاند و سایت به آن نرسیده است، این عدم تطابق تقریباً به همان اندازه که میتواند محرک طراحی مجدد باشد، واضح است.
دستورالعملهای برند فعلی خود را در کنار سایت اصلی خود قرار دهید و رنگها، فونتها و نسخههای لوگو را خط به خط با هم مقایسه کنید. هرگونه عدم تطابق معمولاً از آخرین ریبرندینگی که هرگز به وبسایت راه پیدا نکرده، باقی مانده است.
آخرین پستهای شبکههای اجتماعی، تبلیغات یا ارائههای فروش خود را با صفحه اصلی خود مقایسه کنید. اگر لحن یا سبک بصری شما طوری باشد که انگار از دو شرکت مختلف است، این ناهماهنگی بیش از آنچه فکر میکنید بازدیدکنندگان را گیج میکند.
از تیمهای فروش یا تیمهای مشتریمداری بپرسید که آیا تا به حال مجبور شدهاند برای کسی توضیح بدهند یا خیر.چشم اندازچرا وبسایت با هر چیز دیگری که شرکت ارائه میدهد متفاوت به نظر میرسد. اگر این اتفاق بیش از یک بار افتاده باشد، این عدم تطابق قبلاً برای شما هزینه داشته است.
۶. انطباق با WCAG یا EAA ناموفق بود
این یکی دیگه اختیاری نیست.WCAGانطباق با قوانین و استانداردهای EAA که به طور فزایندهای برای هر کسی که در اتحادیه اروپا تجارت میکند، از یک امر ضروری به یک امر قانونی تبدیل شده است. نبود متن جایگزین، ناوبری خراب صفحه کلید، کنتراست رنگ ضعیف، عدم پشتیبانی از صفحهخوان واقعی، اینها اشتباهات کوچکی نیستند. آنها کاربران واقعی را از دسترس خارج کرده و کسب و کار را در معرض ریسک واقعی قرار میدهند.
پیچ و مهرهدسترسیپذیریمعمولاً ایجاد تغییرات اساسی روی یک کدبیس قدیمی و درهمریخته، سختتر و پرهزینهتر از ساخت آن از روز اول است. اگر هیچکس در تیم شما صادقانه نتواند بگوید که سایت با استانداردهای فعلی مطابقت دارد، ارزش دارد که به درستی با آن برخورد شود، به عنوان بخشی از یک بازسازی، نه یک وصله عجولانه که نیمی از مشکل را برطرف میکند.
صفحه اصلی خود را از طریق یک اسکنر رایگان مانند WAVE یا Lighthouse accessibility audit در Chrome DevTools بررسی کنید. هر دو در عرض چند دقیقه متن جایگزین، کنتراست رنگ پایین و مشکلات ساختاری را گزارش میدهند.
سعی کنید در سایت خودتان فقط با استفاده از صفحه کلید، کلید Tab برای حرکت، کلید Enter برای انتخاب و بدون استفاده از ماوس، پیمایش کنید. اگر گیر کنید یا مسیر تمرکز روی صفحه را گم کنید، کاربر صفحهخوان نیز گیر خواهد کرد.
بررسی کنید که آیا فرمها، منوها و دکمههای شما برچسبهای مناسبی دارند که یک صفحهخوان میتواند اعلام کند یا خیر. برچسبهای از دست رفته یکی از رایجترین و نادیده گرفتهشدهترین شکافهای انطباق در نسخههای قدیمی وردپرس هستند.
آیا انطباق با قوانین خطرناک میشود؟
۷. بازدیدکنندگان موبایل از تخفیف ویژه بهرهمند میشوند
سهم ترافیک موبایل در صنایع مختلف بسیار متفاوت است، سایتهای مرتبط با مصرفکننده اغلب به شدت به سمت موبایل متمایل هستند، در حالی که کسبوکارهای B2B در زمینههایی مانند تولید، SaaS یا فینتک اغلب هنوز هم برای جلسات تحقیق و خرید، پیشتاز دسکتاپ را میبینند. به جای فرض تقسیمبندی، اعداد خودتان را بررسی کنید، اغلب بالاتر از حد انتظار مردم است، حتی در سایتهای B2B. اگر سایت ابتدا برای دسکتاپ طراحی شده و سپس موبایل به آن متصل شده باشد، این موضوع خود را نشان میدهد. دکمهها برای ضربه زدن دقیق بسیار کوچک هستند. متنی که زوم را مجبور میکند. فرمهایی که پر کردن آنها با انگشت شست واقعاً دردناک است.
طراحی واکنشگرا که به درستی انجام شود، فقط یک طرحبندی نیست که از نظر فنی برای تناسب با صفحه نمایش کوچکتر، کوچکتر شود. این طراحی، کل تجربه را در مورد نحوه رفتار واقعی مردم در موبایل، توجه کوتاهتر و کار با یک دست، مورد بازنگری قرار میدهد.پیمایش، گاهی اوقات اتصال کندتر. نرخ تعامل موبایل که به طور قابل توجهی بدتر از دسکتاپ است، تصادفی نیست. این یک نشانه است.
بازگوگل آنالیتیکس(GA4) و مقایسه نرخ تعامل موبایل با دسکتاپ (GA4 نرخ تعامل را به جای نسخه قدیمی گزارش میدهد)نرخ پرشمعیار؛ نرخ تعامل پایین در موبایل معادل پرچم قرمز است). شکاف معنادار بین این دو معمولاً واضحترین سیگنالی است که پیدا خواهید کرد.
خودتان را پر کنیدفرم تماسیا فرآیند پرداخت در تلفن همراهتان، با استفاده از یک انگشت شست، همانطور که یک بازدیدکننده واقعی انجام میدهد. به هر لحظه اصطکاک، دکمهای که خیلی کوچک است، فیلدی که لمس کردنش سخت است توجه کنید و آن را جدی بگیرید.
بررسی موبایلقابلیت استفادهبا استفاده از حسابرسی موبایل Lighthouse در Chrome DevTools، یا با تغییر DevTools به حالت دستگاه و مرور سایت مانند آنچه در تلفن همراه انجام میدهید. (گوگل گزارش قدیمی کاربردپذیری موبایل کنسول جستجو و تست مستقل Mobile-Friendly را در دسامبر ۲۰۲۳ کنار گذاشت، بنابراین اکنون این روش قابل اعتمادی برای تشخیص مشکلاتی مانند متن بسیار کوچک برای خواندن یا اهداف ضربهای است که خیلی نزدیک به هم قرار گرفتهاند.)
۸. قبل از ارسال لینک تردید میکنید
این مورد در گوگل آنالیتیکس نمایش داده نمیشود، اما ممکن است واقعیترین سیگنال در این لیست باشد. اگر قبل از ارسال وبسایت خود به یک مشتری بالقوه یا یک کارمند جدید، مکث کوچکی وجود داشته باشد، بخشی از وجود شما از قبل میداند. این غریزه معمولاً درست است و ارزش اعتماد کردن را دارد.
یک وبسایت اغلب اولین برداشتی است که فرد از یک کسبوکار، قبل از تماس، قبل از جلسه و گاهی اوقات قبل از صحبت با حتی یک نفر از اعضای تیم، در ذهن خود ایجاد میکند. وقتی سایت کیفیت واقعی کار را منعکس نکند، به جای اینکه به نفع فروش باشد، بیسروصدا علیه آن عمل میکند.
دفعهی بعد که خواستید لینک را ارسال کنید، به احساس واقعی آن لحظه توجه کنید، غرور، بیتفاوتی، و کمی تردید. این واکنش به شکلی صادقانه است که اکثر بازخوردها اینطور نیستند.
از چند همکار، به خصوص همکاران جدیدتر که وابستگی زیادی به سایت فعلی ندارند، بپرسید که چگونه صادقانه آن را برای یک غریبه توصیف میکنند. افراد تازهکار معمولاً بخش آرام را با صدای بلند بیان میکنند.
اگر میتوانید، از یک مشتری جدید یا کارمند جدید بپرسید که اولین برداشت آنها از وبسایت، قبل از آشنایی با شرکت، چه بوده است. هر چه آنها بگویند احتمالاً به حقیقت نزدیکتر است تا هر نظر داخلی که به شما بدهد.
خب حالا چی؟
هیچکدام از این نشانهها به تنهایی تضمین نمیکنند که شما به یک بازسازی کامل نیاز دارید. یک صفحه کند اینجا، یک بنر قدیمی آنجا، و گاهی اوقات یک اصلاح هدفمند واقعاً کارساز است. اما وقتی چندین مورد از این موارد با هم ظاهر میشوند، سرعت کند، بهروزرسانیهای ناپایدار، مشکل موبایل، و برندی که سایت از آن پیشی گرفته است، این ترکیب معمولاً به چیزی ساختاری اشاره دارد. وصلهها آن را برای مدت طولانیتری سرپا نگه نمیدارند.
یک طراحی مجدد استراتژیک وردپرس، که توسط تیمی انجام میشود که هم بازاریابی و هم جنبه فنی پلتفرم را درک میکند، به شما این امکان را میدهد که به جای دنبال کردن علائم برای یک سال دیگر، همه چیز را یکجا بررسی کنید. اگر مردد هستید، ارزش دارد که با یک آژانس وردپرس صحبت کنید که واقعاً آنچه را که در زیر کاپوت اتفاق میافتد، بررسی کند، نه اینکه فقط ظاهر را تغییر دهد. همین مکالمه معمولاً به تنهایی مشخص میکند که آیا به یک طراحی مجدد کامل نیاز دارید یا فقط به چند اصلاح نیاز دارید، و هر کدام از این دو پاسخ بهتر از ندانستن است.
